ميخواهم نگاه تو باشم كه صبحدم

چون اشك به دامن هر غنچه مينشست

ميخواهم نگاه تو باشم كه بي دريغ

پيمان مهر با همه مي بست و مي گسست

ميخواهم نگاه تو باشم كه در سكوت

بنيان ارزوي مرا ميدهد به باد

ميخواهم نگاه تو باشم كه هيچگاه

نقشي از انچه ديده نميماندش به ياد