وقتی که چراغ ماه روشن شد

وقتی که گل ستاره ها رویید

وقتی که نسیم شور دریا ها

کف های سفید اب را بوسید

تنها و برهنه باز میایی

با عطر بنفشه ها و نرگس ها

لبهات به رنگ زنده اتش

بازوت به رنگ تفته ی مس ها

پر میشود از تن تو اغوشم

چون بستر ابر از تن خورشید

میخندی و با کرشمه میگویی

کی میشود این ستاره ها را چید

من مینگرم به اسمان خاموش

تو مینگری به چشم من حیران

پلک من و تو به زیر می افتد

چون بال دو مرغ در شب باران

میخندی و باز میگشایی لب

همراه تو ناله میکند بادی

امشب چه شب عمیق و ارامی

در او نه نوازشی نه فریادی

ناگه لب تو ز بوسه میسوزد

چون برگ گلی به نیش زنبوری

در کام من و تو هر دو میپیچد

زان بوسه ی تند, طعم انگوری

لب های تو رنگ تازه میگیرد

از لذت بوسه دیده میبندی

امشب چه شب عمیق و ارامیست

میگویی و زیرکانه میخندی

هنگام سپیده دم که اردک ها

از بام افق ستاره برچینند

در بستر ماسه های مهتابی

از دور دو سایه را یکی بینند